البته این جانب یک رگم افغانیست . اما تا ۴ جد از یک طرف و تا ۵جد از طرف دیگر را مطمئنم که در کجا (ایران عزیز )زاییده شده ورشد کرده اند.
اینکه مخن ایرانی باشم یا نباشم عیوبی رو که داریم کاهش نمی ده.بیایید بگیم شاید کسی به فک افتاد حلش کنه.
حتما شنيديد كه جناب ضرغامي جگر بابا تشريف بردن سنگال . اِ نشنيدين؟ ........راست راستي نشنيديد؟ خوب عيب نداره!!!!!!از فردا كه فوران علم وهنر فرهنگ سنگالي در رگ وخون خودتون وبچه هاتون جوونه زد ، متوجه دستاوردهاي عظيم اين سفر خواهيد شد.هي بگيد صدا وسيما به فكر فرهنگ پر وري نيست!!!!!!!!بشكنه ..........نمك نداره اين دست كه......
همون طور كه اخبار بيست وبيست وسي و بيست ويك و بيست ودو و بيست دو ونيم و.........خلاصه انواع اخبار رو ديشب ديديد، جناب وزير سابق(كه الهي به زمين گرم بخوره) فرمودند : اداره اموزش پرورش براشون خيلي مثلا از پيام نور راحت تر بوده.
نمي دونم چرا فحش پدر ومادر بايد ممنوع باشه؟ نمي دونم چرابايد اعدام انقلابي بعضي افراد ممنوع باشه؟ اگر اين طور نبود من پاسخ محبت هاي بيست ودوماهه اين وزير رو حتما بهش ميدادم.(از فردا تعداد محافظ ها چند برابر شه)از اداره اين اقا:
1-طبقه اي كردن ميز وصندلي ها(براي استفاده بهينه از محيط كلاس)
2-كاهش مزاحمت ها براي دانش اموزان(با كم كردن تعداد معلمهايي كه پول مفت ميخورن)
3-يك نوبته كردن مدارس
4-اشنايي دانش اموزان با محيط دانشگاه(شمام سر كلاسا 30نفره 42نفر مينشستين ياد ميگرفتي دانشجو باشي يعني چي)
5-..............
واقعا ما ایرانی ها اینقدر کارامون چیزه ؟
سلام.نشسته بودم توي تاكسي اقاي راننده از اون زن خر كنا بود. يه كم نگام كرد سعي كردم محلش ندم.يه دفعه پرسيد: به نظرم اشنا ميان.ببخشيد شما رو جايي ديدم. (قبلا با زني كه پياده شده بود ديدم كه زر مي زنه. با نگاهي كوتاه تند گفتم :اره من مرده شور خونه كار ميكنم.شايد گذرتون افتاده باشه.كمي جلو تر نگهداشت وگفت:ببخشيد مسيرم فرق ميكنه.............
براد ر زاده مو برده بودم ختنه (ببخشيد كه رك شد). بيرون كه اومد .بهتش زده بود از درد. ديدم دختر خاله ش داد ميزنه گريه ميكنه . بغلش كرده پرسيدم : چته ؟با تو چكار دارن؟. با هق هق گفت :ميبيني چقدر تيزش كردن!!!!!!!!!!!!
توي خواب بودم .انگار كه صد سال نخوابيده باشم.ديدم بچم داد ميزنه :مامان .....مامان ....... بيا هراس از خواب پريدم .خواب الوده وهراسون گفتم چيه؟ چي شده؟
: هر چي به خاله ميگم مامانم خوابه بيدارش نكن ميگه ميرم كه بيدارش كنم!!..................
توي كوچه يه پسر بچه رو ديدم كه زار ميزد . گم شده بود. دستشو گرفتم وازش پرسيد. كي باهات بود؟ سر تكون داد واشك ريخت. مامان داري؟.:نه بابا داري؟:نه . اي بابا تنهايي ؟ چي داري.؟: جيش دارم............
به دانشجويي گفتن : مي توني سه دروغ بدون فاصله بگي ؟ جواب داد: دانشگاه ازاد اسلامي .......
از يارو مي پرسن كجايي هستي ؟ ميگه: تهرون. ميگن: كجاش ؟ : كيلومتر 700 تهران اردبيل.
خسرو پرويز بسيار شراب مي خورده. يه روحاني (مغ)رو ميارن يه كم از مضرات شراب بگه تا شاه شايد توبه كنه. مغه يه كم كه حرف ميزنه براي مثال ميگه : اقايون اگه به طور مثال يه سطل اب ويه سطل شراب رو بذارين جلو الاغ كدوم رو انتخاب ميكنه؟ مردم ميگن : اب رو . ميگه خوب .......مي خواد ادامه بده كه خسرو پرويز از اون بالا ميگه:اقا جون اگه خر نبود كه اب نمي خورد.........
۱- طرفداران دو اتیشه رئیس جمهور رو بانک کشاورزی رو به خاطر تبلیغ:چه رازی است در پس رگبرگ های سبز یک گلبرگ تحریم کنند.
۲-حالا که دیگه برگ سبزی روی درختا نمونده دولت بخش نامه بده و همه رو موظف کنه روزی سه بار برن پارگ وهوا بخورن.
ای ول کی این همه استعداد پیشنهاد دادن داره غیر خود من.............
دیدم نامردیه این همه از سبزا میگم یه کم از قرمزا نگم.خاطره یک اقا راننده رو از زمان انتخابات بگم .طرفدارای رییس جمهور حظ کنند.
میگفت پشت چراغ قرمز بودم دوتا بچه سوسول(این عین اصطلاح اون بود به من چه) می خوندند یه هفته ودو هفته احمدی حموم نرفته(صدایتان را لطفا نازک کنید چون اون با سبیلای زهوار در رفته مثل عمه باجی ها می خوند)
منم شیشه ماشینو کشیدم پایین وگفتم:نرسیده بنده خدا
:ای ول ای ول حاجی............
:خوب ننه ت رو امشب بفرست پیشش تا بره حموم
:ای خاک بر سر ننگت کنند بی شعور.............
به یه ترکه میگن یارو اچ.آی.وی گرفته. ترکه میگه: جی.ال. ایکس رو فروخت؟
لره با ذوق به دوستش می گه بالاخره این پازل رو بعد از دو سال تلاش درست کردم! دوستش می گه دو سال یه کم زیاد نیست؟ لره می گه نه بابا! رو جعبه اش نوشته 7 تا 10 سال!
یه روز از یه ترکه می پرسن چرا خر شدین؟ می گه : یه خر هار ما رو گاز گرفت!
یه روز یه ترکه هزار تومان میندازه تو صندوق صدقات وقتی میاد از خیابون رد بشه ماشین می زنه بهش. همین طوری که داشته ناله می کرده لای چشماشو باز می کنه می بینه یه نفر دیگه هم داره پول میندازه تو صندوق صدقات. با آخرین توانی که داشته داد می زنه: ننداز آقا ... کار نمی کنه...
اصفهانیه موبایل می خره صفرش رو قطع می کنه!
ترکه می ره نماز جمعه جو میگیرتش موج مکزیکی میره!
ترکه دنبال دزد میکرده ازش میزنه جلو!
به ترکه میگن برای خمیر دندون پونه تبلیغ بساز. میکه خمیر دندون پونه چشمو نمی سوزونه!
هی سروش خوبی؟ داممو پهن کردم جرات داری بیا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
علامت خطر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱
ترجیح نمی دین بجای اسمش روی نقشه گل خونه بزنید ..........خیلی خوب مثلا دستشویی.
اینم شد کشور میبینم این ادماش فرت وفرت میان ایران ومقیم میشن هر چی هم قلمبه سلمبه میشنون انگار نه انگار.
من که عمرا بهش نگاه کنم شما چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
انگلستان: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود.
ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است.
انگلستان: مديران بعضی وقتها استعفا ميدهند.
ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود.
انگلستان: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند.
ايران: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی مديريت است.
انگلستان: برای يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند.
ايران: برای يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود.
انگلستان: يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود.
ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده.
انگلستان: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.
ايران: اگر بخواهند از کسی هيچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.
انگلستان: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی ميکند و حتی ممکن است محاکمه شود.
ايران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد.
انگلستان: مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار ميکنند.
ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار ميشوند.
انگلستان: برای استخدام مدير، در روزنامه آگهی ميدهند و با برخی مصاحبه ميکنند.
ايران: برای استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند.
انگلستان: زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدی از قبل مشخص است.
ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند.
انگلستان: همه ميدانند درآمد قانونی يک مدير زياد است.
ايران: مديران انسانهای ساده زيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.
انگلستان: شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد.
ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد.
انگلستان: برای مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است. ايران: برای مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميکند.
شوهر هر بسیجی ...........
میگه خانم چه گیجی
وشعار کوبنده ترش.
مرگ بر عثمانی..............
نمی دونم...............احتمالا از کتاب تارخ جدیدشون بود ......شما میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
معلمه توي كلاس داره تاريخي رو كه بعد اين خواهد اومد درس ميده:
بله فرزندانم جناب شيخ مفيد رحمت الله ...........
هنوز مي خواد ادامه بده كه يكي از بچه ها پا ميشه وميگه:ببخشيد اجازه؟ :بفرما جانم(لبخند لطفا فراموش نشه.........حالا كارگردان نگه ..........تو خودت بايد اينو بدوني)
غذر ميخوام ميشه بفر ماييد كدوم شيخ مفيد بوده كه ايشون باشند؟
پ ن :به تاريخ ايران مراجعه فرماييد نوشته شده در شهريور
سلام.
امروز قدس رو مي خوندم.
نوشته بود:در هنگام سخنراني احمدي نژاد در مشهد ،عزيز بابا رحيم مشايي رو ميچسبونه بغلش كه يه وقتي ندزدنش. علم الهدي نماينده مشهد هم پا ميشه وميره بيرون.
اقا من اعتراف ميكنم،چي؟ بهتون ميگم ........اجازه بديد.
اونم اينه كه ،منظورم همون اعترافه. با اينكه من در هيچ دوره اي از اين مرد خوشم نيومده يه جورايي بهش مي گم اي ول.يعني تحسينش ميكنم.
يكي همين جور كاراشه.
مثلا با همين مشايي كاري كرد كه يه عده از اين شيخ ميخا بگن اقا غلط كرديم .......اين ديگه چه جور موجوديه .......به ما ..(اين ما را مثل دوره ناصرالدين شاه بخونيد)....بله همون ما هم بي احترامي ميكنه.........يادش نمياد...ما..........بله ما......بوديم كه توي گوش (در صورت درست بودن انتخابات.......به من چه حالا با اين كاراي احمدي نژاد اونا هم در نتيجه شك كردن چه ربطي به من داره كه روشون نميشه بگن........ولي توي دلشون كه ميتونن غر غر كنن.........اجازه هست؟........لطفا)خلق الله خونديم .........ما.....بله ما براش اين همه راي ........(چي بگم؟.خريديم؟.......جورونديم؟........تهيه كرديم؟؟؟.........اخه بي انصاف از كجا بدونم چكار كردن كه فعلش رو درست بياورم؟ ..اصلا تو از همون اول هم گير بودي ...........)...جمع كرديم كه بياد برينه توي حرف همه مون.
اينشه كه منو يه جورايي بهش ميگم اي ول...............(عاقبت گرگ زاده گرگ شود .....گر چه با ادمي بزرگ شود.)